<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>كهكشان معرفت</title>
		<link>https://mrahi.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://mrahi.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>فراق </title>
			<link>https://mrahi.kowsarblog.ir/فراقn</link>
			<pubDate>01:10:00 +0430 چهارشنبه، 2 شهریور 1401</pubDate>			<dc:creator>رحیمه محمدی</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1524790@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;خیلی ذوق زده ام و بی تاب&amp;nbsp; ، منتظرم تا کی دوباره عزیزشوم&amp;nbsp; . هر روز که می گذرد ‌طاقتم طاق تر می شود پس کی ؟ افسرده وبی حال در گوشه ای افتاده ام که یک دفعه سر می رسد به سمتم می اید و کنارم می نشیند و زیپ را باز می کند داخل را می گردد وشالی مشکی از ان خارج می کند و با هر دو دستش به سمت صورتش برده بو می کند و به صورت می چسباند و انگاه هق هقش،بلند می شود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp; نوازشم می کند و می گوید : یار با وفای من شنیدی که نمی گذارند دیگر همسفر شویم ، پا به پای هم در مسیر عشق قدم به قدم همراه عشاق زمزمه کنیم حدیث عاشقی را .&amp;nbsp; دلم اشوب شد ، در خود مچاله شدم&amp;nbsp; منم و یک فصل عاشقی برای عزت یافتن و عزیز شدن ، منم و بی تاب مسیر&amp;nbsp; دلدادگی شال را به گردن می اندازد و زمزمه می کند قدم به قدم تا برویم سمت&amp;nbsp; حرم اگرنباشد اینبار قسمتم&amp;nbsp; دق می کنم خودم می دانم . او سینه زنان دم می گیرد ومن ناباورانه&amp;nbsp; توسن خیال به پرواز در می اورم و می روم به سالهای قبل که بر دوشش نشسته ام&amp;nbsp; عزیز و سرمست&amp;nbsp; . از ان بالا&amp;nbsp; سیل عشاق را می نگرم که چون سیلی خروشان&amp;nbsp; در حرکت اند و در چهره تک تک انها&amp;nbsp; عطش وطلب را بو ضوح می بینم&amp;nbsp; .از ان&amp;nbsp; بالا مغرورانه صحنه های&amp;nbsp; زیبای ترسیم شده بر سینه تاریخ را با تمام وجود بر لوح دلم ثبت می کنم. صدای گریه همراهم که دوباره بلند می شود به خود می ایم&amp;nbsp; ،&amp;nbsp; و حزن امیخته با دلتنگی بر وجودم چنگ می زند ایا واقعا&amp;nbsp; امسال ماهم از برجاماندگانیم ؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;**السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین **&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://mrahi.kowsarblog.ir/فراقn&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی ذوق زده ام و بی تاب&nbsp; ، منتظرم تا کی دوباره عزیزشوم&nbsp; . هر روز که می گذرد ‌طاقتم طاق تر می شود پس کی ؟ افسرده وبی حال در گوشه ای افتاده ام که یک دفعه سر می رسد به سمتم می اید و کنارم می نشیند و زیپ را باز می کند داخل را می گردد وشالی مشکی از ان خارج می کند و با هر دو دستش به سمت صورتش برده بو می کند و به صورت می چسباند و انگاه هق هقش،بلند می شود.</p>

<p>&nbsp; نوازشم می کند و می گوید : یار با وفای من شنیدی که نمی گذارند دیگر همسفر شویم ، پا به پای هم در مسیر عشق قدم به قدم همراه عشاق زمزمه کنیم حدیث عاشقی را .&nbsp; دلم اشوب شد ، در خود مچاله شدم&nbsp; منم و یک فصل عاشقی برای عزت یافتن و عزیز شدن ، منم و بی تاب مسیر&nbsp; دلدادگی شال را به گردن می اندازد و زمزمه می کند قدم به قدم تا برویم سمت&nbsp; حرم اگرنباشد اینبار قسمتم&nbsp; دق می کنم خودم می دانم . او سینه زنان دم می گیرد ومن ناباورانه&nbsp; توسن خیال به پرواز در می اورم و می روم به سالهای قبل که بر دوشش نشسته ام&nbsp; عزیز و سرمست&nbsp; . از ان بالا&nbsp; سیل عشاق را می نگرم که چون سیلی خروشان&nbsp; در حرکت اند و در چهره تک تک انها&nbsp; عطش وطلب را بو ضوح می بینم&nbsp; .از ان&nbsp; بالا مغرورانه صحنه های&nbsp; زیبای ترسیم شده بر سینه تاریخ را با تمام وجود بر لوح دلم ثبت می کنم. صدای گریه همراهم که دوباره بلند می شود به خود می ایم&nbsp; ،&nbsp; و حزن امیخته با دلتنگی بر وجودم چنگ می زند ایا واقعا&nbsp; امسال ماهم از برجاماندگانیم ؟</p>

<p>**السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین **&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://mrahi.kowsarblog.ir/فراقn">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://mrahi.kowsarblog.ir/فراقn#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://mrahi.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1524790</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>امتحان نحو یا ... طراحان سوال </title>
			<link>https://mrahi.kowsarblog.ir/امتحان-نحو-یا-طراحان-سوالn</link>
			<pubDate>12:32:00 +0430 سه شنبه، 24 خرداد 1401</pubDate>			<dc:creator>رحیمه محمدی</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1474645@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;بسم الله العزیز&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;**اما و اگرهای امتحان نحو**&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;امتحان نحو برگزار شد اما آنچه بیشتر خود نمایی می کرد اغراض &amp;#8230; پشت سر طراحی سوالات بود که بدون در نظر گرفتن شرائط محصلین طراحی شده بود و نتیجه آن&amp;nbsp; سرخوردگی و&amp;nbsp; فشار روحی مضاعف محصلین بود&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اما سوال این است چرا ؟!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;از صد و بیست و چهار هزار پیغمبر سراغ جرجیس نبی علیه السلام&amp;nbsp; رفته اید مگر نمی دانستید با چه وضعیتی مجازی. بدون&amp;nbsp; امکانات&amp;nbsp; و &amp;#8230; درس خوانده ایم **پیامبران اولوالعزم تدریس شد از جرجیس نبی پرسش !؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ان شاالله حساب و عقاب به روز جواب&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://mrahi.kowsarblog.ir/امتحان-نحو-یا-طراحان-سوالn&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسم الله العزیز</p>

<p>**اما و اگرهای امتحان نحو**</p>

<p>امتحان نحو برگزار شد اما آنچه بیشتر خود نمایی می کرد اغراض &#8230; پشت سر طراحی سوالات بود که بدون در نظر گرفتن شرائط محصلین طراحی شده بود و نتیجه آن&nbsp; سرخوردگی و&nbsp; فشار روحی مضاعف محصلین بود&nbsp;</p>

<p>اما سوال این است چرا ؟!</p>

<p>از صد و بیست و چهار هزار پیغمبر سراغ جرجیس نبی علیه السلام&nbsp; رفته اید مگر نمی دانستید با چه وضعیتی مجازی. بدون&nbsp; امکانات&nbsp; و &#8230; درس خوانده ایم **پیامبران اولوالعزم تدریس شد از جرجیس نبی پرسش !؟</p>

<p>ان شاالله حساب و عقاب به روز جواب&nbsp;</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://mrahi.kowsarblog.ir/امتحان-نحو-یا-طراحان-سوالn">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://mrahi.kowsarblog.ir/امتحان-نحو-یا-طراحان-سوالn#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://mrahi.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1474645</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
